اسلایدر

مسیردرمان اعتیاد(کنگره 60)

مسیردرمان اعتیاد(کنگره 60)
جهت اطلاعات بیشتر با این شماره تماس حاصل فرمایید.09395068347 
دلم برای موجودات خیالی تنگ می‌شد!!

 

روزنامه شرق: حامد رحمتی مردی 28 ساله است که بعد از سال‌ها اعتیاد به مواد مخدر، توانست خودش را نجات دهد وزندگی تازه‌ای را شروع کند. او در گفت‌وگو با «شرق» داستان زندگی‌اش را تعریف کرده است:

چطور به مصرف‌کننده مواد مخدر تبدیل شدی؟

بچه که بودم خیلی شر بودم و همیشه با بچه‌های محل بازی می‌کردیم اما به‌تدریج دو، سه‌تایی که باهم بازی می‌کردیم هرکدام سراغ کار خودشان رفتند. من برای تداعی‌کردن آن شادی و شعف سراغ مصرف مواد رفتم. با الکل و حشیش شروع کردم و بعد از دو تا سه‌ساله مصرفم به شیشه، اکستازی و کوکایین تبدیل شد.
 

مصرف مواد را از چه سنی شروع کردی؟

سیگار را از هفت یا هشت‌سالگی و مصرف مواد مخدر را از دوم یا سوم راهنمایی شروع کردم و بیشتر از 10 سال مصرف می‌کردم اما الآن یک‌سال‌وپنج‌ماه است که رهاشده‌ام.

چه شد که تصمیم گرفتی درمان شوی؟

مصرف‌کنندگان روان‌گردان مثل شیشه، کوکایین و اکستازی به خاطر اخلال در کار هورمون‌های درون‌ریز دچار جابه‌جایی حواس می‌شوند و کارشان به آسایشگاه می‌کشد. آنها چیزهایی را می‌بینند که وجود ندارند یا صداهای عجیب‌وغریب می‌شنوند من هم به همین دلیل در آسایشگاه بستری بودم. حتی بعدازاینکه از آسایشگاه مرخص شدم مثل تکه‌ای گوشت در خانه افتاده بودم چون بعد از مرخصی هم پزشکان روند درمان را ادامه دادند و قرص آرام‌بخش و آمپول قوی به من داده بودند. در این مدت تا چند روز قرص‌هایم را نمی‌خوردم، سراغ مواد می‌رفتم اما درنهایت با کمک خانواده راه درست درمان را پیدا کردم.

بدترین خاطره‌ای که از دوران مصرف‌داری چیست؟

در خانه بودم و پدرم کنارم نشسته بود او از به ‌دنیا آمدن من اظهار تأسف کرد. این بدترین خاطره من است که فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت از ذهنم پاک شود.

در دوران مصرف چه توهم‌هایی داشتی؟

شکل‌ها و موجودات عجیب‌وغریب که البته برایم واقعی بود. مثلاً آدمی را می‌دیدم که یک‌طرف صورتش ریخته و پاهایش فقط استخوان بود. کم‌کم با آنها ارتباط برقرار کردم و باهم صحبت می‌کردیم. دلم برایشان تنگ می‌شد. یکی دیگر از توهماتم این بود که در خیابان احساس می‌کردم یک‌چیزی پشت سرم است فکر می‌کردم آدمی مرتب به من نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود و وقتی به من می‌رسید می‌دیدم، سگ است و همه این‌ها توهمات من بود.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 31 شهریور1393 ] [ 10:17 ] [ حامد ]

ابتدا هر شروعی ممکن است متفاوت باشد اما همه با کلمه شروع و در روبروی هم قرار می‌گیرند؛ هدف ادامه است و ادامه‌ای خوب، کم‌کم شما را توجیه می‌کند. سردار

بعضی‌ها یک‌باره به سراغ موضوعی می‌روند. مثلاً می‌خواهند موضوعی را حفظ کنند و چون کاری را از نیمه یا وسط شروع کرده‌اند و یا اطلاعات زمینه‌ای و پایه‌ای ندارند درست و حسابی یاد نمی‌گیرند و بی‌علاقه و کلافه می‌شوند.

درست مثل این است که شما بخواهید یک سریال را از قسمت دهم تماشا کنید تا زمانی که کسی به شما توضیحاتی در مورد نه قسمت گذشته ندهد «هر چند ساده و مختصر» شما علاقه چندانی به قسمت دهم پیدا نمی‌کنید. پس نتیجه می‌گیریم پیش از مطالعه یا حفظ کردن از این به بعد باید دانسته‌های قبلی خود را تا حدودی مرور کنیم و اطلاعات اولیه بگیریم و خود را علاقه‌مند سازیم درست مثل گرم کردن یک ورزشکار قبل از مسابقه که در قسمت قبل به آن اشاره شد.

همه افراد از خود تصویری دارند که تا حد زیادی هدف‌ها و رفتارهای آنان را در زندگی تعیین می‌کند.

از تصور به تصویر و آن تصویر بنای ساختاری را در آینده شکل می‌دهد. کسی که به این نتیجه رسیده که درباره موضوعی استعداد زیادی ندارد برای آن موضوع تلاش زیادی نمی‌کند و هدف‌های خیلی بالایی را در نظر نمی‌گیرد و انتظار نتیجه درخشانی هم ندارد.

برای مثال اگر یک دانشجو از چنین وضعیتی برخوردار باشد اگر نمره خوبی هم در امتحان بگیرد آن را شانسی تلقی می‌کند.

با آشنایی با روش و سبک‌های مختلف و استفاده از آن‌ها در موارد گوناگون این امکان را به ما می‌دهد که خود را به موضوعات مختلف علاقه‌مند سازیم و در جهت توانایی‌های خود قدم مثبتی برداریم.

تجربه نشان داده است که آگاهی از روش‌های مختلف و عمل کردن به آن‌ها باعث پیشرفت شغلی و حتی بهبود در روند زندگی می‌شود.

من بعضی وقت‌ها مطلبی را می‌خوانم و بدون اینکه بدانم چقدر آن را فهمیده‌ام چون از ضعف درک مطلب خود آگاهی نداشتم کمتر به فکر تغییر روش یا بهتر کردن آن بودم و مهم‌تر از همه این بود که نمی‌دانستم چرا نمی‌دانم؛ الآن حداقل اینکه می‌دانم چرا نمی‌دانم.

بعضی وقت‌ها هم بااینکه به‌سختی مطالب را حفظ می‌کردم اما موقعی که آن‌ها را لازم داشتم به یادم نمی‌آمد.

پیام‌های کتاب را حفظ می‌کردم اما موقعی که می‌خواستم در جمع بخوانم یادم نمی‌آمد.

یعنی نمی‌دانستم که حفظ کردن هر مطلب روش‌ها و مراحلی دارد که آگاهی از آن‌ها حفظ کردن و یاد آوردن را آسان می‌کند.

ولی بعضی هستند بدون اینکه کسی از آن‌ها بخواهد مواظب یادگیری خود هستند و خود را ارزیابی می‌کنند و روش‌های مختلف را امتحان می‌کنند که مسلماً این افراد با خود تنظیمی و خود کنترلی همیشه رو به پیشرفت هستند؛ اما شرایط مهم برای مفید بودن این روش‌ها این است که آن‌قدر به آن‌ها عادت کنیم که موقع یادگیری مطالب خود به خود از این روش‌ها استفاده کنیم و ذهن خود را از مشغولیات دور کنیم.

درست مثل عادت به راه رفتن ما وقتی که راه می‌رویم به این فکر نمی‌کنیم که چطور قدم‌هایمان را برداریم.

قلب یادگیری فهمیدن مطالب است و یکی از نشانه‌های فهمیدن هر مطلب این است که بتوانیم آن را با زمان خودمان بیان کنیم.

برای مثال مراحل نفس را این‌گونه با زبان خود بیان می‌کنیم.

  • نفس اماره مانند یک آدم شرور که از شرارت خود خوشحال است.
     
  • نفس لوامه مانند یک آدم خجالتی که از عمل کرد خود خجالت می‌کشد.
     
  • نفس مطمئنه مثل یک آدم خوب نه شرارت می‌کند نه خجالت می‌کشد.

پس از این به بعد سعی می‌کنیم مفهوم را بابیان و زبان خودمان دوباره تعریف کنیم.

یکی از چیزهایی که در یادگیری به ما کمک می‌کند حفظ کردن مطالب است. حفظ کردن یکی از جنبه‌های مهم یادگیری است. به‌طوری که می‌توانیم بگوییم بدون حفظ کردن تقریباً هیچ یادگیری انجام نمی‌شود.

خیلی از مشکلات یادگیری هم مربوط به حفظ کردن است.

وقتی می‌گوییم مطلبی را به‌درستی حفظ کرده‌ایم که برای یادآوری و استفاده آن مشکلی نداشته باشیم.

فراموشی با حفظ کردن مطالب فرق می‌کند. گاهی اوقات به علت نداشتن تمرکز و توجه در موقع مطالعه مطلب اصلاً وارد حافظه نمی‌شود و موقعی که لازم داریم به یادمان نمی‌آید در حالی که ما فکر می‌کنیم آن مطلب را حفظ کرده‌ایم. هرچه از توانایی‌های حافظه و راه‌های حفظ مطالب بیشتر اطلاع داشته باشیم می‌توانیم بهتر یاد بگیریم بهتر حفظ کنیم و آنچه حفظ کرده‌ایم بهتر و به‌موقع استفاده کنیم.

آگاهی و توجه نه تنها در مطالعه بلکه در هر کاری باعث موفقیت می‌شود آگاهی از یادگیری مثل قطب نما به ما نشان می‌دهد که چه قدر در جهت درست حرکت می‌کنیم. کسانی که از یادگیری خود آگاهی ندارند مثل این است که قطب نمای خود را گم کرده‌اند.

آگاهی از یادگیری باعث می‌شود خیلی زود به اشتباهات خود پی ببریم و روش‌هایمان را تغییر بدهیم و یا اصلاح کنیم.

هر چه درباره یادگیری خود آگاهی بیشتری داشته باشیم بهتر می‌توانیم روش‌ها و برنامه‌های خود را برای یادگیری بهتر مطالب تنظیم کنیم. برای اینکه مطلبی را به‌درستی حفظ کنیم سه فعالیت مهم باید انجام شود:

1- توجه

2- سازماندهی

3- به خاطر آوردن

توجه به معنی تمرکز است یعنی قصد و یا نیت.

«در قسمت اول به مشارطه یا شرط کردن اشاره شده بود»

سازماندهی به معنی برنامه ریزی است.

«در قسمت اول به مراقبه یا مراقبت کردن اشاره شده بود»

به خاطر آوردن یعنی بازیابی و مرور

«در قسمت اول به مکاشفه یا کشف کردن اشاره شده بود»

معمولاً مشکلات مختلف در حفظ مطالب به یکی از این مراحل مربوط می‌شود.

در قسمت بعدی «قسمت ششم» به شناخت این مراحل می‌پردازیم مرور کردن یکی از مهم‌ترین نکات برای آمادگی ذهنی است.

مرور کردن یک نوع بازبینی و وارسی در حافظه است که به تازه شدن مطالب آن کمک می‌کند.

سپس سعی می‌کنیم یک‌بار دیگر آنچه از قبل با آن آشنا شدیم را مرور کنیم و یک بازبینی و یک نگاه اجمالی به مطالب قبلی داشته باشیم که مطالب برایمان تازه بماند.

با بهترین آرزوها برایتان

 

 

آرشیو مطلب

 

نویسنده: هادی پناهی

نگارنده: مسافر سید مهدی محمدی


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان
[ شنبه 29 شهریور1393 ] [ 9:36 ] [ حامد ]

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با ارائه نظریه‌های مختلف روانپزشکان و نظریه‌پردازان جهان درباره وسوسه در اعتیاد، گفت: وسوسه در اعتیاد، پدیده‌ای پیچیده و چند بعدی است.

به گزارش خبرگزاری فارس، به نقل از روابط عمومی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، آذرخش مکری در سی و چهارمین همایش از مجموعه همایش های علمی اعتیاد و آسیب های روانی، در مقاله خود تحت عنوان «نگاهی به اصول پایه در وسوسه» گفت: وسوسه، موضوع پیچیده ای است و در 50 سال اخیر، 10 هزار مقاله درباره آن در جهان نوشته شده است که 60 درصد این مقاله‌ها مربوط به سالهای اخیر یعنی از سال 2000 میلادی تاکنون است.

وی به ریشه این لغت در تاریخ کشور ترکیه اشاره کرد و افزود: ریشه این لغت به پیش از قرن 18 میلادی و بیان علائم وسوسه در پادشاهی به نام تانتالوس (Tantalus) در منطقه از ترکیه برمی گردد که به نظر می آید منشاء شکل گیری لغت "Tantalize" در زبان انگلیسی نیز باشد.

مکری اظهار داشت: در قرن 18 نیز نوشته هایی در مورد وسوسه شکل می گیرد که در مورد الکلی هاست تا اینکه در اوایل قرن 20 میلادی، فردی به نام «Elvin Jellinek» سؤالاتی مطرح می کند که تعریف وسوسه چیست، آیا قابل اندازه گیری است، آیا بین وسوسه، عود و اعتیاد ارتباطی وجود دارد، آیا مداخله در آن به بیماری کمک می کند.

این متخصص حوزه بهداشت روان اظهارداشت: در همان زمان تعریفی از وسوسه با عنوان، تجربه درونی برای میل به مصرف مواد یا انجام یک فعل ارائه می‌شود که مورد قبول روانپزشکان و انجمن های علمی قرار می‌گیرد.

این استاد روانپزشکی، وجود 3 نکته را در این تعریف گوشزد کرد و افزود: در این تعریف 3 نکته وجود دارد، اول اینکه وسوسه آگاهانه است، نکته دوم این است که در آن نوعی میل یا کشش وجود دارد، همچنین معطوف به مصرف ماده یا عملی خاص است.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با طرح این سؤال که چگونه می توان وسوسه را اندازه گیری کرد، گفت: این سؤال برای دانشمندان و صاحبنظران مطرح بود که وسوسه، بسیط است یا مرکب، یعنی اجزای مختلف دارد یا فقط یک جزء دارد، بسیاری معتقد بودند که بسیط است و برخی نیز بر داشتن اجزاء آن تاکید داشتند.

وی افزود: آنچه که بعداً دانشمندان به آن رسیدند که مهم است بدانیم، این است که آیا وسوسه، پدیده‌ای مرتب است یا ادواری، وسوسه هنگام مصرف یا زمان قطع مصرف چقدر است، آیا وسوسه، با نشانه یا اتفاقی، بالا می رود، حداکثر وسوسه ای که تجربه می کنی چقدر است، و در پی این سؤالات، نظریه های مختلف درباره وسوسه، در جهان شکل گرفت.

وی به نقل از فردی به نام Isbell ، اولین طبقه بندی برای وسوسه را در 2 بخش، سمبلیک و غیرسمبلیک بیان کرده و توضیح داد: در وسوسه غیر سمبلیک وقتی کاهش مواد در بدن اتفاق می افتد، علائم محرومیت بروز کرده و سپس وسوسه به سراغ فرد می آید، اما در وسوسه سمبلیک شرایطی هم وجود دارد که فرد پاک شده و ماده‌ای در بدن نیست، علائمی هم وجود ندارد ولی وسوسه بروز می‌کند.

این روانپزشک افزود: بنابراین شخصی به نام Wikler نظریه ای را ارائه داد که بر اساس آن وسوسه، چیزی جز شرطی شدن به علائم خماری، نیست و کاربردهای درمانی این نگرش نیز کنترل علائم محرومیت به عنوان ابزار کنترل وسوسه و دوری از نشانه‌های شرطی شده است .

وی نظریه تکمیل شده آن را از قول شخصی به نام Collin

Drummond بیان کرد که با ایراداتی جدی به نظریه قبلی، همراه بود که بین علائم محرومیت و شدت وسوسه ارتباط زیادی وجود ندارد، عجیب تر اینکه بین وسوسه و عود ارتباط ضعیفی وجود دارد، و اگر وسوسه، با حالت خماری همراه باشد، باید حال فرد، بد باشد، اما برای برخی، وسوسه لذت بخش و معرف حال خوب است.

در واقع نظریه تکمیلی این بود که فقط خماری نیست که حالت شرطی را ایجاد می کند بلکه سرخوشی هم حالت شرطی ایجاد می کند.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، به نقل از دانشمند دیگری به نام Beck که در پاسخ به این تناقضات نظریه خود را ارائه داد، گفت: از نظر Beck، چهار نوع وسوسه وجود دارد؛ وسوسه‌ای که ناشی از علائم محرومیت است، وسوسه ای که ناشی از خلق پائین است، وسوسه‌ای که پاسخ شرطی شده به نشانه هاست و وسوسه ای که پاسخ به امیال لذت بخش یا مخلوط کردن مواد و رابطه جنسی است.

مکری، تمام نظریه های مطرح شده را در قالب شرطی شدن وسوسه دانست و افزود: ایرادی به این نظریه ها وارد آمد که عده‌ای معتقدند چرا اگر فرد تصمیم بگیرد که مصرف نکند، وسوسه نمی شود.

وی سپس، نظریه Gordon Alan Marlatt را مطرح کرد و اظهار داشت: این محقق معتقد بود که وسوسه فقط یک نشانه است و پدیده اصیلی نیست، نوعی دلیل تراشی شناختی برای توجیه عود است و نه لازم و نه کافی برای عود است بلکه یک بیان کلامی توخالی است.

این متخصص حوزه بهداشت روان افزود: همچنین این دانشمند معتقد بود که 2 عامل در وسوسه، نقش دارد؛ انتظار نتیجه و انتظار کارآمدی، ولی همزمان نظریه مکمل آن ارائه شد که توسط دو نظریه پرداز به نامهای Stanley Schachter و Jerome Singer مطرح شد.

بر اساس نظریه این 2، افراد احساسهایی که دارند، برچسب هایی است که بر حالتهای درونی می گذارند ولی این برچسب ها ناشی از محیط است یعنی وسوسه، چیزی نیست جز نامی که ما به حالت‌های درونی خودمان می دهیم.

وی در توضیح این نظریه، گفت: معتادان، تغییرات بدنی خود و برانگیختگی همراه آن را با توجه به شواهد محیطی، باورها و پردازش های شناختی به عنوان وسوسه تلقی می کنند.

این روانپزشک تأکید کرد: بر اساس نظریه‌هایی که بیان شد، اصولاً ما مجموعه ای از مفهوم وسوسه در اعتیاد داریم که شامل؛‌ محرکهای مرتبط با مواد، خلق مثبت، منفی، نکته ها، انتظارات مثبت از مصرف مواد مخدر، واکنش ها و غیره می شود.

وی خاطر نشان کرد: وسوسه، برخلاف تصور برخی افراد، که فکر می کنند، پدیده ساده ای است، در واقع تعامل پیچیده‌ای از شرطی شدن، کارآمدی، انتظاری که فرد از خود دارد و تغییرات فیزیولوژیک، که با توجه به توانمندی فرد، منجر به مصرف می شود است.

همایش علمی اعتیاد و آسیب های روانی با عنوان وسوسه به همت مرکز تحقیقات سوء مصرف و وابستگی به مواد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، در سالن شهید احمدی روشن این دانشگاه برگزار شد.

این سمپوزیوم ، سی و چهارمین همایش از مجموعه همایش های علمی یک روزه اعتیاد و آسیب های روانی بود که با حضور جمع زیادی از روانشناسان، روانپزشکان، پزشکان، مشاوران، مددکاران و مسئولان مراکز درمان و بازتوانی معتادان برگزار شد.

هدف از برگزاری این همایش ها که در آخرین پنجشنبه هر ماه، پیرامون موضوعی خاص در حوزه اعتیاد برگزار می شود، ارتقای سطح علمی متخصصان و دست اندرکاران برنامه اعتیاد و کاهش تقاضا است که با اختصاص 25/4 امتیاز بازآموزی برای شرکت کنندگان آن همراه خواهد بود.

همایش بعدی اعتیاد و آسیب های روانی بر اساس برنامه پیش بینی شده ، 24 مهر سال جاری (آخرین پنجشنبه مهر) برگزار می‌شود.

 

منبع خبر: فارس 93.06.28


برچسب‌ها: اعتیاد, درمان
[ شنبه 29 شهریور1393 ] [ 9:31 ] [ حامد ]

سیزدهمین جلسه از دوره پنجاه و سوم سری کارگاه‌های آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 با استادی آقای امین استاد جهان‌بینی، نگهبانی خانم محبوبه و دبیری خانم نیکا با دستور جلسه "وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من "  در روز سه‌شنبه مورخ 25/6/93 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

 

سخنان استاد:

تمام نیرو و توان کنگره روی وادی چهاردهم است یعنی در خطابه‌هایی که در کتاب عشق مطرح می‌کند راجع به موضوعی است که هستی آن بر اساس عشق است و این جایگاه در قلب انسان است درواقع تمام موجودیت هستی هم تأیید می‌کند و دروازه‌ای است که انسان را به تمام هستی مرتبط می‌کند قلب انسان که جایگاه محبت و عشق است اگر به‌نوعی آسیب ببیند از کارایی آن کاسته می‌شود این دروازه شروع می‌کند به بسته شدن به خاطر اینکه اگر جای محبت چیز دیگری را دریافت کند درواقع محبت ناخالص را دریافت می کندمحبت مثل آب باران زلال و گورا و خوشایند است؛ و محبت ناخالص مثل آبی است که در آن نمک وجود دارد و یا آبی که فاضلاب یا گندیده است؛ همان‌قدر که خوردن آبا آشامیدنی زلال به انسان قدرت می‌دهد به همان نسبت اگر آب‌شور به او داده شود حالت تهوع به او دست می‌دهد مگر اینکه عادت کرده باشد پس آب شرب اگر قدری نمک داشته باشد نمی‌شود آن را خورد.

 

 

قلب جایگاه محبت است که در وادی کاملاً توضیح داده‌شده است قلب مرکز آرامش و تمام ذرات را به دور خود نگه می‌دارد و اگر انسان نتواند از محبت برخوردار شود یعنی اینکه قلب نتواند محبت را کسب کند اتفاقاتی که برای انسان می‌افتد؛ اینکه مسموم می‌شود یعنی انسان از محبت سیراب شود یا اینکه از چیز دیگری بیمار می‌شود.در خطابه اول راجع به اضداد صحبت می‌کند یعنی آنکه انسان ناآگاه باشد اضداد که کارشان تخریب است و اصلاً باکسی شوخی ندارند کار نیروهای منفی این است مثلاً یک مأمور پست کارش این است که نامه را به دست ما برساند وظیفه‌اش ایجاب می‌کند که هر طوری شده نامه را به دست ما برساند. اضداد هم همین‌طور هستند اگر سراغ آدم بیاید وظیفه‌اش تخریب است وقتی در انسان تخریب ایجاد می‌شود همه‌چیز از کنترل خارج می‌شود.

پس در وادی چهاردهم انسان‌های ناآگاه که تفکری ندارند اضداد آنها را با خود می‌برند و نابود می‌کنند آنها کسانی هستند که وقتی اتفاقی در زندگی‌شان می‌افتد و کسی ناراحتش می‌کند و کسی ناراحتش می‌کند و یا کسی در کارشان دخالت کند در زندگی فردی در مقابل خواسته‌ای قرار می‌گیرد انسان عواطف و احساساتش خیلی بیشتر بروز می‌کند. اضداد از راه‌های مختلفی وارد می‌شوند که انسان را به هم  می‌ریزند یعنی وارد بازی می‌شویم و با آنان تخریب طوفانی به وجود می‌آید تا قبل از اینکه حرکتی نگردید هیچ جوابی نیست و همه‌چیز آرام پیش می‌رود.

 

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 27 شهریور1393 ] [ 10:1 ] [ حامد ]
ایده سری فیلم های آموزشی «بِکش و بِکش» بر اساس دیالوگ معروف مصرف کنندگان قدیمی مواد مخدر که معتقد بودند باید اول مواد خود را وزن کنند و سپس آنرا مصرف کنند؛ شکل گرفته است و به کارگردانی خانم شانی دژاکام و استادی مهندس بر مبنای نظرات کنگره 60 در باب مهار آسیب های مصرف مواد مخدر به صورت کلیپ های کوتاه و با سبکی ساده و دیالوگ محور از این پس هر هفته بر روی سایت کنگره 60 قرار خواهد گرفت و انتشار آن از طُرُق مختلف بلامانع است. 

مهندس ضمن تأکید بر اثر بسیار مطلوب اینگونه اطلاع رسانی بر روی مصرف کنندگان مواد مخدر، آموزش صحیح را از اولویت های این فیلم دانسته و تاکید کردند «تا مصرف صحیح را نیاموزند، درمان صحیح را هم نخواهند آموخت».

[ دوشنبه 24 شهریور1393 ] [ 7:38 ] [ حامد ]

رییس هشتمین کنگره بین المللی دانش اعتیاد گفت: تحقیقات انجام شده نشان می دهند که اعتیاد به روانگردان ها مانند شیشه و کراک، اثرات مخربی بر سیستم های عصبی، دستگاه تولید مثل و گوارش می گذارد.

 

به گزارش سرویس پژوهشی ایسنا، دکتر محمدتقی جغتایی، پژوهشگر علوم اعصاب افزود: تخریب دستگاه عصبی فرد معتاد در اثر مصرف آمفتامین ها و متامفتامین ها (روانگردان ها و محرک های اعتیادآور) باعث بروز توهم و رفتارهای پرخطر از فرد معتاد می شود تا حدی که به خود و اطرافیان صدمه می زند بدون آنکه خودش متوجه اعمالش بشود.

 

وی ادامه داد: تحقیقات روی نمونه انسانی و مدل حیوانی نشان داده است که روانگردان ها در سرعت تولید اسپرم و تخمک و همچنین عملکرد آنها، اختلال ایجاد می کند و در نتیجه، قدرت باروری در مردان و زنان معتاد به روانگردان ها کاهش می یابد.

 

این محقق علوم اعصاب همچنین به نتایج مطالعه دیگری اشاره کرد که بررسی اثرات روانگردان ها بر سیستم گوارشی است و در اینباره گفت: نتایج اولیه این تحقیق نشان می‌دهد که به دلیل خاصیت سمی بودن مواد روانگردان، مصرف آنها باعث مرگ سلولهای اصلی کبد می شود.

 

جغتایی افزود: این تحقیق همچنان ادامه دارد و آثار مخرب مصرف آمفتامین ها (روانگردان) بر دیگر بخش های دستگاه گوارش انسان، بررسی خواهد شد که به مرور نتایج آن نیز اعلام می شود.

 

هشتمین کنگره بین المللی دانش اعتیاد به عنوان بزرگترین کنگره علمی منطقه مدیترانه شرقی در حوزه اعتیاد، با محوریت «پیشگیری» از 19 شهریور ماه به مدت سه روز در مرکز همایش های رازی دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شده است.

 

این کنگره به همت مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی دانشگاه علوم پزشکی ایران و مرکز تحقیقات سوء مصرف و وابستگی مواد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی با حمایت دفتر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، معاونت پیشگیری سازمان بهزیستی، دفتر تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با مواد مخدر، انجمن علوم اعصاب ایران، ستاد علوم شناختی و دهها انجمن علمی، تشکل غیردولتی و دولتی و سازمانهای بین المللی همچون سازمان جهانی بهداشت، دفتر کودکان سازمان ملل، دفتر مبارزه با جرائم سازمان ملل و پلیس مبارزه با مواد مخدر برگزار شده است.


برچسب‌ها: روان گردان ها
[ شنبه 22 شهریور1393 ] [ 12:4 ] [ حامد ]

به گزارش ايران، در پي اخبار و اطلاعاتي که به معاونت تجسس يگان کلانتري 108 نواب مبني بر فعاليت فردي جوان با پوشش خودروي تاکسي در امر خريد و فروش مواد مخدر در بين جوانان و افراد سطح حوزه استحفاظي اين يگان که عصرها و اوقات پاياني شب در خيابان هاي رودکي، ميدان جمهوري و خيابان جمهوري و باستان اقدام به توزيع مواد مي کند و کسي هم به وي شک نمي کرد با بررسي دقيق اطلاعاتي و رصد خيابان هاي پاتوق اين فرد، دستگيري متهم در دستور کار قرار گرفت.
در ادامه ساعت 20 شب گذشته اين فرد با خودروي تاکسي حوالي ميدان جمهوري رويت و مورد شناسايي اکيپ گشت نامحسوس تجسس کلانتري قرار گرفت. به دليل اينکه احتمال فرار و مخاطرات جاني براي ماموران و شهروندان و عابرين با توجه به شلوغي و تراکم حوالي ميدان جمهوري وجود داشت، سوژه تا محل مناسب و مطمئن پشت چراغ قرمز خيابان جمهوري و باستان تعقيب و پس از توقف کامل خودرو در پي ترافيک با يک عمليات برق آسا و غافلگيرانه راننده دستگير و در حاليکه با توجه به جثه تنومندش مقاومت و تمرد مي کرد و قصد فرار داشت مهار و در اختيار گرفته شد.
پس از دستگيري و دستبند زدن به وي مقدار زيادي مواد مخدر به صورت بسته بندي و آماده به فروش کاملا حرفه اي در يقه پيراهنش و کمرش مخفي شده بود کشف گرديد و متهم به کلانتري انتقال داده شد. در دايره تجسس کلانتري مشخص گرديد هويت دقيق اين فرد «منصور» است و مواد مکشوفه به ميزان هفتاد گرم شيشه (بسته بندي در اوزان 10 تايي، 5تايي، 2گرمي و يک گرمي) است.
خودرو متهم به پارکينگ انتقال شد و ضمنا از اين فرد بازرسي دقيق بدني به عمل آمد که علاوه بر مدارک هويتي مقدار تقريبي 20 ميليون ريال وجه نقد بصورت تراول به همراه داشت که پيوست گزارش گرديد و همچنين اين فرد يک دستگاه گوشي تلفن همراه داشت که دائما زنگ مي خورد و افراد پشت خط از متهم دستگير شده درخواست مواد مخدر مصرفي را داشتند.
سرهنگ سيد عباس ناز رفتار رييس کلانتري 108 نواب با اعلام اين خبر، افزود: متهم پس از انتقال به کلانتري جهت سير مراحل قانوني و بررسي تخصصي تر و کشف ابعاد و دامنه جرايمش در اختيار ماموران پايگاه هشتم پليس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ قرار گرفت.

[ شنبه 22 شهریور1393 ] [ 11:55 ] [ حامد ]


اکبریان: جرمم مواد مخدر است، کسی دوست ندارد خودش را با من قاطی کند

خبرگزاری تسنیم: مهاجم پیشین تیم‌های پرسپولیس و استقلال گفت: جرم من مواد مخدر است و به خاطر اسمش هم که شده کسی دوست ندارد خودش را با من قاطی کند.

به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، ساکت و آرام نشسته بود یک گوشه و بازی را تماشا می‌کرد. شاید یاد آن روزهایی افتاده بود که یک ورزشگاه «روماریوی ایران» صدایش می‌کردند. رنگ و رخ سابق را نداشت. پیر شده بود اما همچنان «علیِ خوش چهره» استقلالی بود که روزگاری برایش سرودست می شکستند اما امروز ...

یکی دو نفری او را شناختند و دهان به دهان چرخید در ورزشگاه، که زندانی آزاد شده! نه زندانی آزاد نشده. او به مرخصی آمده و باید برگردد به آنجایی که محکوم به گذران عمر در آن است، تا تهِ تهِ عمر. او بازی را دید و کمی از تشویق‌ها دلخوش شد. سهم او از بازی فینال جام شهدا شد، کمی تشویق، نشستن در کنار تماشاگران ویژه بازی و شاید مرور خاطرات گذشته. بله. صحبت از علی اکبریان است. تماشاگر خاص بازی استقلال - تراکتورسازی در ورزشگاه تختی تهران که فرصتی دست داد تا با او گفت‌وگویی کوتاه داشته باشیم، هر چند بنا به دلایلی این امکان فراهم نشد تا بیش از این درباره زندانی شدنش سؤال کنیم. حس کنجاوی‌اش بود اما...


ادامه مطلب
[ شنبه 22 شهریور1393 ] [ 11:23 ] [ حامد ]

بسم‌الله الرحمن الرحیم


دستور جلسه این هفته : وادی چهاردهم ،


 آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است .
برای شروع مطلب، از کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر که مهم‌ترین منبع آموزشی کنگره 60 می‌باشد کمک می‌گیریم.
صفحه 111 کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر:
در اینجا دیگر در حال نوشتن این مطلب به آشوب کشیده می‌شوم، از قدرت الله و وجود نیروهایی که به چشم جسم آن‌ها را نمی‌توان دید به شگفت درمی‌آیم و سرتاسر بدنم به لرزه درمی‌آید و اشک در چشمانم حلقه می‌زند و بغض گلویم را می‌گیرد و قلبم می‌تپد و در تعجب هستم که خداوند چه بهای سنگینی برای انسان پرداخت می‌کند ولی انسان نمی‌داند و همواره ناسپاس است و ما همواره نیروهاي عظیم را در بیکران بیهوده و خرافات می‌پنداریم و هستی را  آن می‌دانیم که می‌بینیم، در اینجا فقط قطعه‌ای را از دوست دیگرم ارائه می‌دهم که می‌تواند مرا کمی آرام نماید
شاید متوجه بشوید که تنها پیوند محبت انسان‌ها را به هم متصل نگاه داشته است و انسان‌های فاقد محبت بسان ظرف‌هایی هستند تهی و یا ظرف‌هایی که پر از خالی هستند، این سخن را اگر امروز باور نکنید، یک روز بالاخره متوجه می‌شوید، حتی اگر پس از مرگ هم باشد، چون همین پیوند محبت ما را به استادانمان وصل نموده و وصل می‌نماید.
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
من که می‌گویم کلام خود نیست، بلکه فردیست در جمع بیکران هستی؛
که باورش کار هر کس نیست، مگر معنی آن بداند که آن چیست؛
ارابه‌ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماورا به آنچه در زمین می‌گذرد نیازمندند؛
 بشکافید، آنچه شکافتنی نیست، در دل‌سنگ بروید و ترکیب‌ها را جدا نمایید.
 
همان‌گونه که می‌دانیم بر اساس پروتکل درمان اعتیاد در کنگره 60 و یا متد دی اس تی، برای رسیدن به درمان قطعی  اعتیاد و قطع کامل بندها و پیوندهای مصرف‌کننده با مواد مخدر و اعتیاد و دنیای آن، بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد، یعنی جسم، روان و جهان‌بینی در کنار یکدیگر  به تعادل و سلامتی برسند،
 در مبحث جهان‌بینی،  مسئله، تحت تأثیر مستقیم وضعیت جسمی و روانی ماست، آموزش در کنار تفکر و تجربه یکی از ارکان مهم دانایی است و دانایی نیز شالوده و زیربنای جهان‌بینی.
 انسان برحسب درجه دانایی، دنیا و جهان را از زوایای مختلفی می‌بیند که این زوایا وسعت دانایی اوست.
در پروسه درمان اعتیاد، به تعادل رسیدن جهان‌بینی مصرف‌کننده،  از نقطه جهان‌بینی افیونی آغاز می‌شود و به موازات به تعادل رسیدن ساختارهای جسم و روان و کسب آموزش و آگاهی و معرفت در جهت صراط مستقیم، به‌تدریج جهان‌بینی فرد از وضعیت افیونی و معتاد گونه خارج می‌شود و در ادامه، معطوف سالم زیستن بر مبنای اصول و قواعد زندگی سالم و به‌دوراز ضد ارزش‌ها و در یک‌کلام صراط مستقیم می‌گردد.
 به قول سردار صراط مستقیم در انوار الهی تجلی می‌یابد و انسان را از نقطه‌ای کور به فراز روشنایی هدایت می‌کند.


ادامه مطلب
[ شنبه 22 شهریور1393 ] [ 11:8 ] [ حامد ]

آقای ویلیام وایت مقاله‌ای درباره‌ی کنگره 60 نوشته‌اند این مقاله را برای دکتر جان کلی در انستیتو تحقیقات ریکاوری هاروارد ارسال نموده‌اند و ایشان خلاصه‌ای از این مقاله به همراه دیدگاه خودشان درباره کنگره 60 را به‌صورت معارفه‌ای برای کنگره 60 در سایت Recoveryanswers.orgبه نمایش گذاشته شده است، ترجمه آن را با هم می‌خوانیم. در ترجمه این مقاله با توجه به استفاده از کلمات تخصصی توسط نویسنده، چاره‌ای نبود جز اینکه توضیحات اضافه را در پرانتز برای فهم هرچه بهتر مطالب اضافه نمایم.

با احترام

احسان رنجبر

 

 

 

 

مقاله برجسته ماه سپتامبر: فراتر از یک گروه درمانی (mutual aid)

 

(ارگان کمک متقابل mutual-aid به مراکزی گفته می‌شود که اشخاص برای بازسازی وارد آنجا می‌شوند و کمک دریافت می‌کنند مانند مراکز بازپروری از اعتیاد و این تیتر در حقیقت می‌گوید که کنگره 60 فراتر از چنین ارگانی است - مترجم)

کنگره 60، یک سازمان مردم نهاد (NGO) در ایران است که برای پاسخگویی به نیاز رو به افزایش افرادی که مصرف مواد مخدر داشته و یا دارند و نیز کاهش مصرف و کمک به ریکاوری تشکیل گردیده است. در این مقاله، ویلیام وایت تاریخچه، نحوه نظارت، فلسفه و مکانیزم های ریکاوری در کنگره 60 را به‌صورت خلاصه مکتوب کرده است.

شاید 1 الی 4 میلیون ایرانی در حوزه افرادی به‌حساب می‌آیند که در کتاب DSM-IV مصرف کننده تشخیص داده می‌شوند قرار دارند (DSM-IV: کتاب مرجع تشخیص بیماری نسخه 4- مترجم) که بیشتر این تعداد از اعتیاد به تریاک رنج می‌برند چراکه ایران هم مرز با افغانستان به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده تریاک در جهان می‌باشد. ایران دارای جمعیتی جوان است و در عین حال با افزایش مهاجرت به شهر و اسکان زیاد در شهرها مواجه است. تنگدستی و فقر مالی و بیکاری به خاطر اعمال تحریم‌های اقتصادی هم از مشکلات پیش روی ایران می‌باشد.

افراد دارای علائم مصرف مواد مخدر در ایران به‌طور متوسط 25 سال سن دارند، مرد هستند، متأهل و با تحصیلات محدود اما شاغل و مورد حمایت خانواده‌هایشان می‌باشند.

بعد از انقلاب 1979 در ایران دولت مراکز سم‌زدایی و درمان را طرد کرد، کاشت خشخاش را ممنوع (گیاهی که تریاک از آن گرفته می‌شود) و جریمه‌های سنگینی را برای مصرف مواد مخدر اعمال کردند که شامل زندان و حتی مرگ نیز بود. به هر حال؛ از سال 1990 به بعد توجه بیشتر به سلامت عمومی، واکنش مشروع در رابطه با شناخت اعتیاد و تزریق مواد مخدر و نیز افزایش نگرانی نسبت به ایدز (HIV) در میان تزریق کنندگان مورد شناخت بیشتر قرار گرفت.

 

این تغییر نگاه و به رسمیت شناختن این مشکل مسائلی چون افزایش استفاده از درمان دارویی، افزایش سم‌زدایی و منابع درمانی و کلینیک‌های زندان را به دنبال داشت.

بعلاوه، به عضویت NGO درآمدن، مانند گروه (mutual aid کمک متقابل) 12 قدمی معتادان گم نام NA رو به افزایش بوده است. در حقیقت، 26 درصد کل جلسات NA در ایران صورت می‌گیرد و این رتبه دوم بعد از آمریکا می‌باشد.

کنگره 60 توسط حسین دژاکام به‌عنوان جمعیتی برای فراهم کردن زمینه کمک به ریکاوری تأسیس شد. اولین جلسه آن در سال 1998 برگزار و 8 نفر در این جلسه حاضر بودند؛ امروزه بیش از 20.000 عضو در 38 شعبه و بر اساس کمک فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر کار می‌کنند.

منابع مالی کنگره 60 کمک‌های مالی خود اعضاء است و تمامی افراد به‌صورت داوطلبانه به کار مشغول هستند. کنگره 60 شامل مصرف کنندگان (که با عنوان مسافر صدا زده می‌شوند) و اعضای خانواده‌ها و دوستان (که همسفر خوانده می‌شوند) آن‌ها می‌باشد و شامل فعالیت‌های متنوع فرهنگی و نیز فعالیت‌های ورزشی برای ایجاد یک انجمن ریکاوری است.

هر جلسه شامل یک سخنران است و جلسات بحث کوچک‌تر نیز 3 جلسه در هفته بعد از ساعات کاری برگزار می‌شوند؛ مانند الکلی‌های گمنام و NA، کنگره 60 از دو کتاب برای آموزش افراد درباره مشکلات اعتیاد و تشویق کردن افراد برای بازسازی دیدگاه‌ها درباره خودشان، خانواده‌شان، جامعه و جهان هستی استفاده می‌کند. کنگره 60 سفر به‌سوی ریکاوری را در سه مرحله سفر کردن می‌داند که مرحله اول شامل استفاده از شربت تریاک است و بعد از آن ریکاوری ادامه می‌یابد. شربت تریاک مانند یک روش دارودرمانی به مدت 11 ماه مورد استفاده قرار می‌گیرد. مرحله دوم، یک سفر بدون استفاده از مواد و دارو می‌باشد که فرد بر روی بازسازی و احیای جسم، ذهن و احساسات خود و نیز رشد خود (self-growth به معنای رشد خودِ واقعی، رشد کردن با بهره‌مند شدن از آموزش‌ها - مترجم) متمرکز می‌شود.

مرحله سوم یک پروسه رو به رشد معنوی درباره فهمیدن «نظم و رموز» جهان هستی است، هرچند مرحله سوم برای ریکاوری از مواد مخدر الزامی نیست. تمامی این مراحل برای بازسازی هویت فرد و روابط او با دیگران و زندگی روزمره شخص مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

مستقل از متن؛ نظر دکتر جان کلی

 مشابه الکلی‌های گمنام (AA) و دیگر گروه‌های کمک متقابل، کنگره 60 مکانی است که افراد مصرف کننده می‌توانند کمک و آموزش برای رسیدن به ریکاوری دریافت کنند. هرچند، برخلاف AA و دیگر گروه‌های کمک متقابل، کنگره 60 دارای دارو درمانی و فعالیت بدنی است بنابراین یک انجمن ریکاوری وسیع‌تر و چند مدلی است. افراد فرصت این را دارند که به همدیگر کمک کنند و می‌توانند با دوباره ساختنِ روابط اجتماعی خود و ساختنِ روابط اجتماعی سالم‌تر و محیط سالم‌تر، هم برای آینده خود و هم برای آینده اطرافیان خود سرمایه گذاری کنند.

کنگره 60 به‌صورت موفقیت آمیزی یک انجمن ریکاوری از اعتیاد خلق کرده است که بسیاری از افراد مصرف کننده را در خود جای می‌دهد و طیف وسیعی از سرویس‌ها را به آن‌ها ارائه می‌دهد که این‌ها می‌تواند محیط ریکاوری و فرهنگ وسیع‌تری را ایجاد کنند. از طریق تحقیقات بیشتر درباره کنگره 60، گروه‌های کمک متقابل دیگر نیز می‌توانند انجمن ریکاوری خود را گسترش دهند تا به اعضای خود بهتر خدمت کنند. ترکیب دو روش درمان دارویی و بدون داروی کنگره 60 می‌تواند باعث آگاهی دادن به درمان اعتیاد در آمریکا شود جایی که درمان‌ها معمولاً انحصاری است (دو روش درمان در جهان وجود دارد یکی با دارو و دیگری بدون دارو. نویسنده این مراکز را دعوت می‌کند تا مانند کنگره 60 این دو روش را در هم ادغام کنند - مترجم).

ترکیب کردن دو روش در مراحل مختلف می‌تواند به ریکاوری بلند مدت کمک نماید، این مطلب همچنان نیازمند مطالعات بیشتر است.

 

وب سایت ریکاوری انسرز

 

مترجم: احسان رنجبر

ویرایش: سردبیر بخش فارسی

[ چهارشنبه 19 شهریور1393 ] [ 21:12 ] [ حامد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ به منظور کمک رسانی به کسانی است که می خواهند از دام اعتیاد رها شوند و به دنبال روش درمانی صحیح می گردند.
وبلاگ مسیر درمان اعتیاد یکی از دهها وبلاگ کنگره 60 می باشد و توسط لژیون آقای محمد صداقت به مسیرش ادامه می دهد.
برای راهنمايي جلسات گروه درماني با اين شماره تماس حاصل فرماييد. 09395068347
امکانات وب